تبليغاتX
نوای زندگی
باید شهر اسایشت را رها سازی و به بیابان بصیرتت قدم بگذاری٬ چیزی که به ان
پی میبری٬بسیار شگفت انگیز خواهد بود٬ چیزی که به ان پی میبری٬ خودت
خواهی بود.   
                     (الن الدا)

در عالم  دو چیز از همه زیباتر است: اسمانی پر ستاره و وجدانی اسوده...
                                                                                         (امانوئل کانت)

پیش از ازدواج چشم ها را خوب باز کنید٬ و بعد از ان کمی انها را روی هم بگذارید.
                                                                                         (فرانکلین)

 | 

قلب من پذیرای همهء صورتهاست
قلب من چراگاهی است برای غزالان وحشی
وصومعه ای برای راهبان ترسا
ومعبدی برای بت پرستان
و کعبه ای برای حاجیان
قلب من الواح مقدس تورات است
و کتاب اسمانی قران
دین من عشق است
و ناقهء عشق مرا به هر سوی که خدا
خواهد سوق می دهد
و این است ایمان و مذهب من
                                                  (محی الدین ابن عربی)

 | 

ساده است بهره جویی از انسانی
دوست داشتنش بی احساس عشقی
او را به خود وانهادن و گفتن که دیگر نمی شناسمش
ساده است لغزشهای خودرا شناختن
با دیگران زیستن به حساب ایشان
و گفتن که من این چنینم
ساده است که چگونه می زی
باری زیستن سخت ساده است
و پیچیده نیز هم....

 | 

هوا تر است به رنگ هوای چشمانت
دوباره فال گرفتم برای چشمانت
اگرچه کوچک و تنگ است حجم این دنیا
قبول کن که بریزم به پای چشمانت
بگو چه وقت دلم را خواهی برد
اگرچه خوانده ام از جای جای چشمانت
دلم مسافر تنهای شهر شب بوهاست
که مانده در عطش کوچه های چشمانت
تمام اینها نظر یاس لبخندت
جنون ابی دریا فدای چشمانت
چه می شود تو صدایم کنی به لهجهء موج
به لحن نقره ای و بی صدای چشمانت
تو هیچ وقت پس از صبر من نمیایی
در انتظار٬ چه خالیست جای چشمانت
به انتهای جنون رسیده ام اکنون
به انتهای خود و ابتدای چشمانت
من و غروب و شکستن و پاییز
تو و نیامدن و عشوه های چشمانت
خدا کند که بدانی چقدر محتاج است
نگاه خستهء من به دعای چشمانت

 | 

در خواب می مانم٬
برای همیشه در خواب می مانم تا بیداری٬
حس لمس عاشقانه ات را به گذار نبودنت نسپارد٬
تو نیستی و من هر لحظه بیشتر به بودنت خو می گیرم.

 | 

خدایا! راهی نمی بینم
اینده پنهان است.
اما مهم نیست٬
همین کافیست
که تو همه چیز را می بینی
و من تو را.


خدایا! مرا قلبی عطا کن
که برای دیگران بتپد٬
با اشک دیگران
اشک بریزد
از شادی دیگران شاد شود
و رنج دیگران را رنج خود بداند.
قلبی که مرا با تمام افرینش پیوند زند.


محبوب من!گم کردهای دارم
وان را هر کجا جسته ام٬
اما هنوز نیافته ام.
تو به نهانگاه ان اگاه ترینی!
اگر خواست تو بر این است
که من انرا نیابم٬
پس فهمی به من عطا کن تا دریابم
که ان چیز هرگز متعلق به من نبوده است.
در این جهان بیکران
انچه از ان من است
پیش رویم قرار خواهد گرفت
وانچه از ان من نیست
هر گز با من نخواهد ماند.

 | 

SURPRISE ENDING

I've seen this movie 59 times,but that's not why it knows me. it's set in a country that's not my own, at a time i can only imagin. mysterious things happen to families unlike families i know- still mysterious on a 60th viewing, though i know every thing that will happen, and when,and every line. I am a girl separated from her family by war, a refugee adopted by stranger also haircut and sorrowfull, shining eys, uprooted and robbed of her childhood and home, whose only offense is that she loves her new family better, I hope that my real parents and my whining little sister never find me. the movie watches me.It wonders if i wish them dead. It gets to know me better.

 | 
سفر...می دانم٬دل هوای گریه دارد٬شاید...ویا هوای پرواز٬به کجا نمی دانم...فقط
می خواهد برود٬به دنبال نگاهی اشنا٬سلام یاری و ندای دوستانه ای...نمی توان
گفت٬باید گفت...حتی اگر باز برگی از خاطره ای گذشته را ورق زند٬حتی اگر
ارمغانش دلتنگی باشد...

این روزها زمزمهء ترانه ای مدام بر لبانم جاریست...می اید و میرود و
تکرار می شود...چیزی غریب٬نهفته است در ان که می لرزاند دلم را... گر خواهی
میتوانی گوش بسپاری...

 | 

خداوندا٬ بادا که بیشتر در پی تسلی دادن باشم تا تسلی یافتن
در پی فهمیدن باشم تا فهمیده شدن
در پی دوست داشتن باشم تا دوست داشته شدن

چه با دادن است که می گیریم
با فراموشی خویشتن است که خویشتن را باز می یابیم
با بخشودن است که بخشایش به کف می اوریم
با مردن است که به زندگی برانگیخته می شویم.


 | 
در ژرفای جانم ترانه ای دارم که هیچ کلامی ان را نمی پوشاند٬ در دانهء دلم اوازی دارم که همچون جوهر بر کاغذ نمی لغزد٬ این اواز همچون ردایی لطیف احساس مرا در بر می گیرد٬ و هرگز مانند رطوبت بر زبانم جاری نمی شود.

" جبران خلیل جبران "


 | 
نمی گویم چون راز ماندن بهتر است
نمی گویم چون نگفتن بهتر دیدم
نمی گویم چون نمی گویی
نمی گویم چون نمی دانم
نمی گویم چون در نگاهت سوءالی دیدم
نگفتی سوءالت٬ ندادم جوابت
ناگفتنی ها بسیار است
حیف که نتوانم که بگویم.


 | 

از خواب روشن دریا باز خواهیم گشت
همه چیز درست خواهد شد
و شب تاریک نیز از چراغ ترک خورده عذر خواهد خواست
همین برای سر اغاز روز به او رسیدن کافی است
همین برای از خود دور شدن و به او رسیدن کافی است...


 | 

**Dear lord,i thank you for this day**
**
I thank you for my bieng able to see & to hear this morning**
**
I'm blessed becuase you are a forgiven god**
**
You have done so much for me & you keep on blessing me**
**
Forgive me this day for i have sinned**
**
Keep me safe from all danger & harm**
**
Let me start this day whith a new attitude & plenty of grantitude**
**
Let me make the best of each & every day**
**
Clear my mind that i can hear from you**
**
Broaden my mind that i can accept all things**
**
Let me not whine & whimper over things i have no control over**
**
Let me continue to see sin through god's eyes & acknowledge it as evil**
**
And confess with my mouth my wrong doing & recieve the forgiveness of GOD
**And when this world closes in on me let me remember to slip a way &find a quiet place to pray**
**
It's the best response when i'm pushed beyond my limits**
**
I know that when i can't pray, you listen to my heart**
**
Continue to use me to do thy will**
**
Continue to bless me thet i may be a blessing to others**
**
Keep me strong that i may help the weak & unsaved**
**
THIS IS MY PRAYERS, IN MY HEART, AMEN**


 | 

surah 112 .THE UNITY

 "IN THE NAME OF ALLAH THE MERCIFUL BENEFICENT"
SAY:HE,ALLAH,IS ONE (1) ALLAH IS HE ON WHOM ALL DEPEND (2) HE BEGETS NOT, NOR IS HE BEGOTTEN (3) AND NONE IS LIKE HIM (4)

به نام خداوند بخشندهء مهربان
بگو: او خدای یکتاست(۱)خدای بی نیاز(۲) نزاده٬ و زاییده نشده است(۳) و هیچ کس
{ در ذات و صفات} همانند و همتا و شبیه او نمیباشد(۴)


 | 

نزد ما واژهء عشق بر زبان اورده نمی شود٬ این واژه می لرزد٬ مرتعش می شود٬ پرواز می کند٬بال می گسترد٬ در همه جای هواست ـ اما هیچ کس انرا بر زبان نمی اورد. به این خاطر که نزد ما گفتار٬ چون نزد شما٬ بخشی از دنیا نیست٬ جزیرهء متروکی در اقیانوس سکوت. نزد ما گفتار چیزی فراتر از دنیاست٬فراتر از اسمان و خورشید. گفتار چون ایت کوچکی از خدا در میان دندانهای ماست.
تنها با احتیاط ان را بیرون می رانیم٬ وتنها برای موقعیتهای بزرگ.
باید اتفاق بزرگی روی دهد تا واژهء عشق تنها یک بار بر لبان ما بنشیند .
البته بسیار واژه عشق را بر روی لطافت کاغذ سفید گریانده ایم. از ان زمان دیگر فهمیده ایم که برای نوشتن واژهء عشق٬ مرکبی بیش از انچه در دنیا هست لازم است.

 | 

تو روزنهء نوری در خانهء ظلمت پوش
دیباچهء اوازی بر متن شب خاموش
چیزی به من از باران چیزی به من از پرواز
چیزی به من از گریه چیزی به من از اواز
می بخشی و می خوابی بر بستری از اعجاز
می مانم ومی رویم در سنگر یک اغوش
بر متن شب خاموش

 | 
" سکوت سرشار از ناگفته هاست "

دلتنگیهای ادمی را باد ترانه ای می خواند

رویاهایش را اسمان پر ستاره نادیده می گیرد

وهر دانه برفی به اشکی نریخته میماند

سکوت سرشار از سخنان ناگفته است

از حرکات ناکرده٬ اعتراف به عشقهای نهان٬ وشگفتیهای بر زبان نیامده

در این سکوت حقیقت ما نهفته است

حقیقت تو ومن.                               "مارگوت بیکل"            مترجم :شاملو


 | 
ایستگاه خدا

قطاری که به مقصد خدا می رفت٬ کمی در ایستگاه دنیا توقف کرد و پیامبر رو به جهانیان کرد و گفت: مقصد ما خداست٬ کیست که با ما سفر کند؟ کیست که رنج و عشق توامان بخواهد؟کیست که باور کند دنیا ایستگاهی است تنها برای گذشتن؟

قرنها گذشت اما از بیشمار ادمیان جز اندکی بر ان قطار سوار نشدند٬ از جهان تا خدا هزار ایستگاه بود. در هر ایستگاه که قطار می ایستاد کسی کم می شد٬ قطار میگذشت و سبک می شد٬ زیرا سبکی قانون راه خداست.

قطاری که به مقصد خدا می رفت٬ به ایستگاه بهشت رسید.پیامبر گفت:اینجا بهشت است٬ مسافران بهشتی پیاده شوند٬ اما اینجا ایستگاه اخر نیست.

مسافرانی که پیاده شدند٬ بهشتی شدند.اما اندکی بازهم ماندند٬ قطار دوباره راه افتاد و بهشت جا ماند.

انگاه خدا رو به مسافرانش کرد وگفت: درود بر شما٬ راز من همین بود. انکه مرا میخواهد در ایستگاه بهشت پیاده نخواهد شد.

و ان هنگام که قطار به ایستگاه اخر رسید دیگر نه قطاری بود ونه مسافری.


 | 
حقیقت نزد شما در ارقام است٬در دلایل و علل.حقیقت نزد شما در دنیاست٬در برابر شما٬مانند منظره در برابر سیاحتگر٬مانند افق در برابر دریانورد.

نزد ما حقیقت هیچ شباهتی به اینها ندارد.در دوردستها نمی درخشد٬درهمین نزدیکیها اواز سر می دهد.در انتهای راه نیست٬خود راه است.در برابر ما نیست٬در میان ماست.

ما همانگونه در حقیقت غوطه وریم که کودکان در ابی عمیق.در ان شنا می کنند٬به زیر اب می روند٬از نظر ناپیدا می شوندوباز می گردند٬با سبزه ای در دستان و معمایی بر لبان:

ان چیست که ما را بهتر از مادر می شناسد؟ مرگ

ان چیست که تا سپیده دم می رقصد؟ستاره

ان چیست که هنگام راه رفتن رد پایش را پاک می کند؟خوبی

ان چیست که فرشتگان را بر ما برتری می بخشد؟سرشت بس والایشان

ان چیست که از دستان ما غذا می خورد؟امید

ان چیست که تنها در غیابمان به سراغمان می اید؟عشق

ان چیست که نا خوانده وارد می شود و نارانده خارج؟زندگی

این سان به سراغ حقیقت برویم.

 برگرفته از کتاب:رفیق اعلی (کریستیان بوبن)

 | 
powered by : Blogfa , free persian blog service.

pictofxt

Digital Classic Template

template id : TBF_007 template name : Digital Classic

zhaghal

زهرا

http://zhaghal.blogfa.com

نوای زندگی

بارها گفته ام و بار دگر می گویم
که من دل شده این ره نه به خود می پویم شعر,زبان انگلیسی,... Free Blog Templates

Template Design Workshop offers professional web templates, flash templates and other web design products available for immediate download. This template also designed by Template Design Workshop design team. You can download free templates for your site, blog, cms or portal. Feel free to contact us about new templates.

Multimedia Design Group Multimedia Design Group Medium Blog Medium Blog Free Blog Templates Blog Templates Free Blog and Site Templates Flashmate Free Persian Blog Templates. Advanced Persian Blog Templates. pictofxt